گاهشماری فلسفه (3): آیین تائو (دائو)
تمدن چین را سه سنت سترگ شکل داده است: آیین کنفوسیوس، آیین بودا و آیین دائو [تائو]. کهنترین این سنن شاید آیین دائو باشد، اما حکم قطعی دادن در این باره دشوار است، زیرا خاستگاه آیین دائو در راز و اسطوره مستور است.
بنا به سنت چینی، آیین دائو را لائوتسه فرزانهی چینی در حوالی ۵۵۰ پیش از میلاد بنیاد نهاد. لائوتسه نگارندهی پُرآوازهی متن کلاسیک آیین دائو یعنی «دائو دِجینگ» بود، کتابی کوچک که آکنده است از کلمات قصار و سخنان عمیق که فهمشان چندان آسان نیست. این ابهامها اما نکتهی ظریفی دارند، زیرا پیروان آیین دائو بر این باورند که خود زندگانی نیز ذاتا رازآمیز است. آنها مدعیاند که واقعیت غایی عالم را نمیتوان با واژه و مفاهیم فراچنگ آورد. واقعیت را فقط میتوان در تپشهایی که در لحظات آسودگی رخ میدهند دریافت.
مفهوم محوری آیین دائو مفهوم «راه» (“dao”) است. دائو همزمان یعنی راهِ واقعیت غایی، راهِ جهان و راهی که آدمی باید زندگیاش را طبق آن سامان دهد. راهْ ناگفتنی است، راه بنیاد متعالی سراسرِ هستی است، اما درعینحال درون جهان سُکنی دارد، همه چیز را سامان میبخشد و درون همه چیز سَرَیان دارد. خوب زیستن عبارت است از هماهنگ با دائو زیستن و این یعنی سادهزیستن، طبیعیزیستن و خرسندزیستن همنوا با آهنگ و سازمندی طبیعت.
از بسیاری جهات، آیین دائو در جهت مقابل آیین کنفوسیوس—تاثیرگذارترین سنت حکمت چینی—است. پیروان مکتب کنفوسیوس تأکید فراوان بر تحصیل علمِ مبتنی بر کتاب و مکتب، حکمرانی فعال بر سرزمین و برگزاری آیینهای پُرطولوتفصیل دارند. پیروان آیین دائو با همگی اینها مخالفاند. آنها رویکردی طبیعی و خودانگیخته را به زندگی ترجیح میدهند. مفهوم «وو وِی» (“Wu Wei”) یا «کوشش ناکوش» است. «وو وِی» در لغت به معنی «ناکُنشوری» یا «بیعملی» است، اما مقصود از آن رهنمودی برای انفعال و پرهیز از عمل نیست. بلکه «وو وِی» توصیهای است به اینکه امور طبیعی، بیدخالت ناخوانده و ستیز ناضرور رخ بدهند. پیروان آیین دائو معتقدند که آدمها وقتی میکوشند امور را با وضع قوانین فراوان و مدیریت جزئیات زندگی مردم تنظیم کنند، اغلب فقط اوضاع را بدتر میکنند. آنها مدعیاند که در اکثر موارد امور را هر چه با کنشگری کمتر به سرانجام برسانیم، نتیجهی بهتری به بار خواهد آمد.
منبع:
Bassham, Gregory, The Philosophy Book, 250 Milestones in the History of Economics, Sterling, New York, 2016.
کلمات کلیدی: تائوئیسم، لائوتزه، فلسفهی چینی، تاریخ فلسفه